بخوان ای دوست بیتی چند بعد از مِصرعی زیبا
ز حافظ این سخن پرداز و عِبرت گیر از این اِنشا
«در این دنیا اگر سودی ست با درویش خرسند است»
زیانکار است مال اندوز و مغبون است در دنیا
بِکوش امّا مواظب باش تا ثروت نیندوزی
که سوداگر ز سودایی ببازَد عُمر در سودا
بُوَد دنیا و عُقبا نقدِ تُرش و نسیهِ شیرین
مکن تعویض نقدِ سرکه را با نسیه حلوا
نداند کور راه از چاه و می دانند بینایان
ز پیران تجربت اندوز تا شاید شوی بینا
به اَمرِ مشورت با عاقلان پرداز و این می دان
که تن ها را بود توفیق بیش از یک تن تنها
بِدان، پُرگو بود نادان، نه امّا هر سخنگویی
بُوَد دانا خموش امّا نه هر ساکت بود دانا
به اِمداد خِرَد بشناس حکمت دانِ دانا را
ز نادان روی گَردان باش همچون حضرت عیسا
«جلالی» اعتدال این است: نی مَسرِف نه مال اندوز
نه زیر و رو نه پیش و پَس نه پایین باش و نه بالا
یزد شنبه۱۳۸۱/۱۲/۱۰
