Menu

پاک باخته

17--پاک-باخته

آوازِ دل نواز و دَف و ساز و شعر ناب

در پای بید و زمزمه ی آب با شراب

 

دیدار رقصِ زُلفِ پریشان به دست باد

بازوی لخت و چاک گریبان در آفتاب

 

اندامِ مهوشانِ سبک خیز دلربا

در رقص، یا شنا، لب استخر و رویِ آب

 

گاهی به رویِ شانه و بازو دو دستِ شوق

گاهی چو حلقه گِردِ کمر زیرِ ماهتاب

 

اُفتاده سر به شانهِ دلدار از نشاط

اندام و تن چو شاخهِ پیچک به پیچ و تاب

 

گردیده، دیده واله و حیرانِ رنگ و روی

پیوسته محو نرگسِ مخمورِ نیم خواب

 

از پای کنده موزه و در جو نهاده پای

از سر کُله فِکنده به بالا چُنان حباب

 

ما را ببین که تا به چها پشت پا زدیم

گیریم تا هر آینه در دستِ خود کتاب!

 

دارد بگو به من چو «جلالی» کسی سراغ

مغبون و پاک باخته در بین شیخ و شاب؟

 

یزد دوشنبه ۱۳۸۴/۱۲/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *