نَقشِ آرایشگری نازم که محشر می کند
زشت رو را دستکاری کرده، بهتر می کند
محو آرایشگر مویم که با نیرنگ رنگ
پیشِ رو، رنگین کمان را مُصّور می کند
نیست آرایشگر، او ساحِر بَوَد، زیرا مُدام
نازنینان را عوض از پای تا سر می کند
بَهرِ آرایش ز بستر می پَرَد هر ماهروی
همچو ساحر، ماه را چون مِهرِ اَنوَر می کند
زودتر از شوی از جا خیزد و با شانه اش
گاه مو بر شانه، گاهی بر سر افسر می کند
نازم آن لب ها که هنگام سَحَر بر گُلبُنی
غنچه ی نشکفته را با بوسه پَرپَر می کند
شرح و اوصاف پَری رویان به اِمدادِ خیال
شاعرانی را چو من، گاهی سخنور می کند
جیبِ بی زر را و پیری را تو دستِ کم مگیر
زآن «جلالی» سَر به جِیب و در دل آذر می کند
یزد جمعه ۱۳۸۶/۱۱/۱۹
