Menu

درس سحر

38-دَرسِ-سَحَر

زنجیر به پایِ دل دیوانه نهادیم

رو با دلِ دیوانه به ویرانه نهادیم

 

یک چند ره مسجد و محراب گرفتیم

تا پشتِ سر این مرحله، رِندانه نهادیم

 

یعنی که ز ویرانه به معموره معهود

رفتیم و قدم به رهِ میخانه نهادیم

 

در گوشه ی میخانه که پر شور و نشاط است

بر جای غم و غصّه در آن خانه نهادیم

 

شادیم از این ماندن و ناشاد که اوّل

پا در حرم و خانهِ بیگانه نهادیم

 

زآن پیش که بال و پر پروانه بسوزد

صد بوسه به بال و پر پروانه نهادیم

 

سر داده به پابوسی و تن داده به تقدیر

جان در سر جانبازیِ جانانه نهادیم

 

از مَدرَس و از درس بُریدیم «جلالی»

«ما درسِ سحر در سر میخانه نهادیم»

 

یزد ۱۳۸۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *