Menu

مرا ببوس

42-مرا-ببوس

به من بگو که لبت را به شب که می بوسد

که کرده دست در آغوش و لبت که می بوسد

 

کدام دست فشارد تو را به سینه ی خویش

در التهاب لبت را به تب که می بوسد

 

تو را که شوخی و شنگی و از شراب مدام

چو شعله سرکشی ای ملتهب که می بوسد

 

به من بگو که چو خوردی شراب و مست شدی

عقیق لعل لب و آن عنب که می بوسد

 

بگو که مَلعَبَهِ دست کیست سینه ی تو

تن تو را پی لهو و لعب که می بوسد

 

قسم خورم که به جای رقیب اگر بودم

لبت مکیدم و آخر رطب که می بوسد

 

لبان توست چو عنّاب و قندتر شیرین

نهاده، سیب ذقن بی سبب که می بوسد

 

بکش ز بی ادبان پای و با من آی و ببین

که چهره ی تو ز روی ادب که می بوسد

 

به طعنه گفت «جلالی» به من شبی آن ماه:

مرا ببوس و تو را ای عجب که می بوسد

 

یزد ۱۳۸۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *