Menu

آب و نان

43-آب-و-نان

مال بهر می فدا شد نقد جان هم می کنم

می کشم می را و می نوشم نهان هم می کنم

 

چند گویی فکر نان کن می کشیدن کار نیست

من که فکر آب کردم فکر نان هم می کنم

 

گر خدا خواهد ورق برگردد از بخت بلند

آن چه کردم در نهانی در عیان هم می کنم

 

می خورم می در بهار عمر و در فصل بهار

این چنین کار صوابی در خزان هم می کنم

 

چون کشم پیمانه ریزم جرعه ای بر خاک راه

من نه فکر خود که فکر دیگران هم می کنم

 

گاه پیری با نماز و روزه می نوشم شراب

کار پیران می کنم کار جوان هم می کنم

 

مست خواهم مرد و در طّی طریق آخرت

باز بد مستی میان کهکشان هم می کنم

 

گر به دنیا مست کردم روز و شب این را بدان

روز محشر در میان آسمان هم می کنم

 

توبه را کردم فدای لذّت شرب مدام

گر خدا خواهد «جلالی» فکر آن هم می کنم

 

یزد ۱۳۸۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *