Menu

ماهروی خوش آواز

61-ماهرویِ-خوش-آواز

اِی مَهِ خوشخوانِ من، با من نشین یک دم چو گُل

کَز دلِ این بلبلِ عاشق زِدائی غم چو گُل

 

روی بُگشا یک سَحَر چون غنچه تا شاید نسیم

بویت آرد سویِ کویم، زآن شَوَم خُرَّم چو گُل

 

مَردُمِ چشمم گَرَت بیند، نگهدار سرشک

بر سر مژگان چو شبنم، تا بُوَد شب، نم چو گُل

 

بلبل خوشخوانِ من یک دم کنارِ من نشین

تا به پایت در کنارت سر نمایم خَم چو گُل

 

بر سرم گر سایه ات افتد شبی ای خوشنَوا

بلبلِ من، من تو را گیرم به بَر مُحکَم چو گُل

 

یا گر از نزدیک، گوشم بشنود آوازِ تو

بی محابا بوسه بر رویت زنم هر دَم چو گُل

 

اِی که پُرسی از «جلالی» آرزوهای تو چیست

آرزو دارم شبی روز آورم با همچو گُل

 

یزد ۱۳۸۶/۷/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *