Menu

بلائی از بالا

62-بلائی-از-بالا

بلائی به جان و دل ما فُتاد

ز بالا بلائی، ز بالا فتاد

 

ز دیدار بالا بلائی به بام

بلائی به جان و دل ما فتاد

 

به دل آتشی ناگه از یک نگاه

به یک لحظه با یک تماشا فتاد

 

به راهی نگاهم به بالای سر

به صاحبدلی ماه سیما فتاد

 

نه بر روی صاحبدلی مهربان

به سنگین دلی چهره آرا فتاد

 

مرا پای رهوار لرزید و دل

به یک طرفة العین از پا فتاد

 

سرم خورد بر سنگ و نازک دلم

چنان شیشه بر سنگ خارا فتاد

 

ز دل دیدگانم شماتت شنید

کز اوّل بر آن قدّ رعنا فتاد

 

«جلالی» پس از مرگ سهراب دل

چو رُستَم به فکر مداوا فتاد

 

یزد ۱۳۸۶/۷/۲۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *