Menu

سودایی تو

سودایی-تو

سوداییِ توایم و تو اندر سری هنوز

پهلونشینِ مَردُمِ چشمِ تری هنوز

 

پایم بمان، بمان که چو جان در بر منی

پیشم مرو، مرو که توام سروری هنوز

 

هستند دیگران و به سانِ تو نیستند

تو چیز دیگری و نکو محضری هنوز

 

تلخ است مَعنیِ سُخَنَت گر، هزار شکر

شیرین بیان به لفظ و چنان شکّری هنوز

 

این دیده بانِ چشمِ تو پُشتَش به سویِ ماست

رویش چرا بُوَد به سویِ دیگری هنوز

 

بشکسته ای به سنگ ستم بال و سوی ما

پرواز کن که صاحب بال و پری هنوز

 

گردم شهیر و شُهره ی شهر و دیار اگر

محشور با تو باشم و چون مَحشری هنوز

 

برچیده اند خوانِ سخن را و مانده ای

تنها «جلالی» ار چه سخن گستری هنوز

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *