Menu

سوگند

04-سوگند

اَیُّها النّاس، به اَلله و به ایمان سوگند

به خداوند و به اسلام و به قرآن سوگند

 

به اَوِستا و گاتاها و به دین زرتشت

اوّلین دینِ بهی در همه دوران سوگند

 

به توانِ چَکُشِ بُت شکنِ ابراهیم

به تواناییِ داوود و سلیمان سوگند

 

و به موسا و به عیسا و به نوح و یعقوب

و به آن یوسفِ در بُرده ز کنعان، سوگند

 

و به ختم رُسُل آن سیّد لولاک که هست

در شبستانِ فلک چون مه تابان سوگند

 

و به سلمان و تمامیِّ عباداللهی

که کشیدند به کُفران خط بُطلان سوگند

 

به علیّ بن ابیطالب و فرزندانش

که از آن ها شده نو در تنِ دین جان سوگند

 

به اَبَر حجّت اسلام خمینیِ کبیر

که گرفته است از او دین سر و سامان سوگند

 

به شهیدان و به گُم گشته و گمنامانی

که شده کُشته و مفقودِ بیابان سوگند

 

به بقایای تن و پیکر سربازانی

که شود گاه گهی کشف و نمایان سوگند

 

به اسیرانِ ستمدیده ی عمری در بَند

به پدر و مادرِ غمدیده ی گریان سوگند

 

به رضایِ اَبوینی که به رغبت کردند

از سرِ میل تحمّل غم هجران سوگند

 

به فقیران تهیدست و مریض و محتاج

به کَفِ پا و سرِ رهرو عریان سوگند

 

به سر و صورتِ نان آورِ از خجلت سرخ

به دو دستِ تهی و سُفره ی بی نان سوگند

 

به فرو ریخته بر سر ز پی زلزله سقف

به پی و پایه ی آن خانه ی ویران سوگند

 

به قسم خوردنِ تهمت زده ای را که از او

نپذیرند زکین مَردُم نادان سوگند

 

حالی از صدق پذیرید قسم را ز کسی

که نخورده است همه عمرِ خود آسان سوگند:

 

ز «جلالی» سخن مَقطع این شعر که هست

باورش از بُنِ دندان و به جانان سوگند

 

که بهین کشور و دین ها بود ایران اِسلام

به خداوند و به اِسلام و به ایران سوگند

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *