شکر الله سرّ سیر چرخ گردون یافتم
فرصت دیدار و سیر ربع مسکون یافتم
گشتم و بس تجربت اندوختم زین سیر و گشت
خویشتن را تالی گردنده گردون یافتم
کهنه چرخ از گشتن خود نوجوان ماند مدام
پا به پایش رفتم و این رمز و قانون یافتم
تا سمرقند و بخارا را ببینم با «بقا»
در سفر آن را کنارِ رودِ جیحون یافتم
بر مشامم خورد آن جا بوی جوی مولیان
این مزّیت را ز جیحون تا به سیحون یافتم
ریگ آمو نرم بود و رودکی خواندش درشت
گفته او را به شعرش سحر و افسون یافتم
پهن دشتِ خاوران را سبز دیدم در بهار
فرشِ سبزِ سبزه را از لاله گلگون یافتم
سنگی از خون دلی در دشت ها رنگین نبود
گرچه رنگین از عقیق لاله چون خون یافتم
شهرهایی چند از خاک خراسان بزرگ
چون بهشتی در میان دشت و هامون یافتم
یافتم شهر بخارا را چو شهر اصفهان
بلکه آن را از لحاظی چند افزون یافتم
مسجد و مدرس، بنای ارگ و حوض چلستون
با بنای اصفهان هم سنگ و مقرون یافتم
چشمه ی ایّوب و ریگستان و کاشی کاریش
راستی هر قطعه را چون درّ مکنون یافتم
بی سبب نبود که آلوی بخارا شهره است
آن مکان را زین نهال میوه کانون یافتم
نکته ای از گور تیمور آمدم اینک به باد
زآن، تواضع را در او بی حدّ و بی چون یافتم
گور او در زیر پای تربت استاد بود
زائران را زین فروتن، سخت ممنون یافتم
قبر او کوچک تر از استاد و موضع پست تر
رُتبت استاد را همچون فلاطون یافتم
سرو شیراز ار چه مشهور است در ایران زمین
در بخارا صد هزاران سرو موزون یافتم
ترک شیرازی کجا، ترک سمرقندی کجا
آنچه را نادیده حافظ گفته وارون یافتم
هر دو را سنجیدم و سنجیده می گویم سخن
شعر را از صنعت اغراق مشحون یافتم
داخل آرامگاهِ مانده از سامانیان
تربت پاک سه سلطان همایون یافتم
پادشاهانی ادب پرور که فخر کشورند
در کنار هم در آن معموره مدفون یافتم
زیج مشهور الغ بیک است بر تلّی به پا
طالع خود را در آن از بخت میمون یافتم
در تلفّظ چون سمرقند است همچون تاشکند
لفظ را از حدّ و مرز ذوق بیرون یافتم
بین ترکان سمرقندی و این لیلی وشان
خویشتن را چند روزی همچو مجنون یافتم
تاشکند این پای تخت اُزبکستان دیدنی ست
پیش از اینش گر ندیدم خویش مغبون یافتم
همچو بَندی، چارده صف پا به گِل در بندِ جوی
در خیابانی، چنار پیر، مسجون یافتم
گرچه می گویند باشد موطن افراسیاب
در شکوهش فَرّی از فرّ فریدون یافتم
مردمان را در بخارا و سمرقند و نوا
بعد تغییر حکومت گیج و محزون یافتم
نحوه برخوردشان با اهل ایران خوب بود
چهره ها را در تلاقی شاد و مفتون یافتم
گوشه ای از خاک پاک میهن گم کرده را
یوسف گمگشته را، صد شکر اکنون یافتم
گور سلطان سنجر و آرامگاه بوسعید
در عبور از ترکمن دز مرو مأمون یافتم
کعبه ی آمال را کردم به ترکستانِ طواف
رَغمِ اعرابی «جلالی» نصّ مضمون * یافتم
یزد اردیبهشت ۱۳۷۳ * اشاره به مضمون شعر: ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی…
