گفت با بربری پزی، رندی لطف کن ده به من دو دشنهِ تیز بربری پز حواله کردش مُشت که اشتباه آمدی و زَد بر میز رِند از پیشخوان دو نان برداشت گفت این دشنه است یار عزیز نازک و سفت و سخت چون پولاد همچو بَربَر شکم دَر و خونریز یزد ۱۳۷۴/۵/۳