Menu

غزل شماره ۳۱۶

316

۱- هر آن چه بر سرم آید ز جور، غم نخورم
منم که غم نخورم هیچ و این بود هنرم
۲- ز نیک بختی و سختی هر آن چه پیش آید
خوش آمده ست و من آسان ز خیر و شر گذرم
۳- به روز تیره ماتم پیاله برگیرم
شب فراق نگریم، ستاره می شمرم
۴- سرم به پیش کسان خم نمی شود هر چند
ز جور و فتنه ایام خم شود کمرم
۵- به روی باز، ز درهای بسته برگردم
به چشم بسته به درهای باز می نگرم
۶- مفصّل است حدیث و حکایت شب هجر
شود به صبر، مفصَّل بدل به مختصرم
۷- ظهیر همچو «جلالی» ز هجر یار سرود
«چو ماه یک شبه بنهفت چهره از نظرم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *