Menu

غزل شماره ۳۲۲

۱- هر سحرگاه به آهنگ اذان برخیزم
ترکِ بستر کنم از خواب گران برخیزم
۲- از شکر خواب سحرگاه به هنگام نماز
چشم پوشیده ز روی دل و جان برخیزم
۳- گاه باشد که ز فرط شب پیش و ز شرم
سر به زیر و خجل و دل نگران برخیزم
۴- وعده عفو خداوند به یادم آید
با دو صد شوق و شعف رقص کنان برخیزم
۵- گاه باشد که من دل شده گوش به زنگ
ز اثر هاتف دلدار جوان برخیزم
۶- گر کند دعوتم آن یار دلارام به خویش
پای در راه نهم دست فشان برخیزم
۷- ورنه بیدار «جلالی» نشود تا دَم ظهر
خواب راحت کنم و با دگران برخیزم
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *