| ۱- |
دوستت دارم و با این همه دشمن چه کنم |
|
چاره کار ندانم، تو بگو من چه کنم |
|
|
| ۲- |
در غیاب تو دماغ و دل گلزارم نیست |
|
گل روی تو اگر نیست به گلشن چه کنم |
|
|
| ۳- |
همه شب تا به سحر دیده به راهت دارم |
|
نیست با خستگیم حالت خفتن چه کنم |
|
|
| ۴- |
گاه می بینمت از دور به یک لحظه و حیف |
|
نرسد دست من از دور به دامن چه کنم |
|
|
| ۵- |
دست من کوته و آن خرمن زلف است بلند |
|
خوشه چینم من و ره نیست به خرمن چه کنم |
|
|
| ۶- |
خواستی تا که به قهرت کنیم دست به سر |
|
کم نشد عاطفه ام یک سر سوزن، چه کنم |
|
|
| ۷- |
دست بردار «جلالی» زمن، این گفته توست |
|
حلقهِ بندگیت هست به گردن چه کنم |
|
 |