Menu

غزل شماره ۳۳۸

338

۱- در میان دیگران هر وقت فرصت می کنم
لحظه هایی با عزیز خویش خلوت می کنم
۲- در همان حالی که با اغیار گرم صحبتم
با وی از راه اشارت نیز صحبت می کنم
۳- میل این نازک بدن در استتارست این زمان
زین سبب من هم نزاکت را رعایت می کنم
۴- تا در دولت سرایش می روم شب دیر وقت
زود از آن جا تا نرنجد رفع زحمت می کنم
۵- هر که عاشق بود زحمت را پذیراییست و من
زحمتی هم گر بُوَد، تعبیر دولت می کنم
۶- با قوی دستان مال اندوز باشم سخت گیر
با ضعیفان و تهی دستان محبّت می کنم
۷- گر بپرسندم که هم پیمانه هایت کیستند
سوی مخموران دُردی کش اشارت می کنم
۸- می روم هر شب «جلالی» عرش و از دُردی کشان
«وز رفیقان ره استمداد همّت می کنم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *