Menu

غزل شماره ۳۳۹

339

۱- من حرف مفت و بیهده باور نمی کنم
بر وعظ گوش و چشم به منبر نمی کنم
۲- سیل دروغ و وعده بی جا مخرّب است
در راه سیل تعبیه، بستر نمی کنم
۳- سیماب در دو گوش سرم ریز ز آن که گوش
بر حرف پر مغالطه دیگر نمی کنم
۴- گیرم شکار فربه ناکرده خوش تر است
ترک شکار کرده لاغر نمی کنم
۵- چون من نظر به عامل شیطان مکن که من
هرگز نظر به مال توانگر نمی کنم
۶- هر عیش و خوش دلی که به دنیا میسّر است
با فیض روی دوست برابر نمی کنم
۷- هر کس که گفت باده حرام است ترک کن
با او بگو: مگو که برادر نمی کنم
۸- گوشم به حافظ است «جلالی» که خوش سرود
«من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *