| ۱- |
با تو گویم که به میخانه چِها می بینم: |
|
هر چه را ذوج و مسلّم که خطا می بینم |
|
|
| ۲- |
سقف می چرخد و در سر دوران است مرا |
|
از چه هر چیز در این جاست دو تا می بینم |
|
|
| ۳- |
سر شب قهقهه و خنده و آواز نبود |
|
حالیا در همگان شور و نوا می بینم |
|
|
| ۴- |
باده پیش آمد و با مستی خوش حالان، حال |
|
روی یک بام دو حال و دو هوا می بینم |
|
|
| ۵- |
زیر لب در حق این بانی میخانه مدام |
|
ذکر خیر است فراوان و دعا می بینم |
|
|
| ۶- |
با که گویم ز سر صدق که باور دارد |
|
«در خرابات مغان نور خدا می بینم» |
|
|
| ۷- |
با «جلالی» شبی ای زاهد گمراه بیا |
|
«این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم» |
|
 |