Menu

غزل شماره ۳۴۵

345

۱- اگر از باغ، به کوی تو شتابان بروم
به تماشای قد سرو خرامان بروم
۲- می خرامد قد سرو تو در آن مأمن و من
به سر کوی تو از باغ و ز بستان بروم
۳- گر میسّر شودم بر سر کویت مانم
ورنه چون اشک یتیم از سر مژگان بروم
۴- راست گیرم سر و با شور و شعف رقص کنان
زیر شمشیر کج ابروی جانان بروم
۵- ناامیدم مکن از خود که من خانه خراب
کز در خانه امید به حرمان بروم
۶- باشدم مشکلی و گفتن آن آسان نیست
گر چه سخت است نهم در دل و آسان بروم
۷- عشق دردانه نازیست، عزیزش دارم
این نه دَردیست که تا در پی درمان بروم
۸- صبر ایّوب و شکیبایی یعقوبم هست
مرگ بر من گر از این کلبه احزان بروم
۹- دارم امید «جلالی» وطن آباد شود
من نه آنم که از این کلبه ویران بروم
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *