Menu

غزل شماره ۳۴۸

348

۱- در باغ، سبزه بود و گل و گلعذار هم
بودند دوستان و می خوش گوار هم
۲- هم روز جمعه بود و هم انبوه دوستان
هم جرأت جوانی و فصل بهار هم
۳- رفتیم تا به جانب بستان قدم زنان
گشتیم گرد باغ و یمین و یسار هم
۴- یادش به خیر باد پری چهره ای که بود
هم اهل رقص و باده و بوس و کنار هم
۵- هم خوش ادا و مشرب و خوش قول و خوش صدا
هم اهتمام داشت به قول و قرار هم
۶- می داشت پنجه ای که نکیسا چنین نداشت
هم ضرب می نواخت به هنجار و تار هم
۷- این بود شرح مختصر جمعه های ما
گه روزهای دیگر و لیل و نهار هم
۸- حالی چگویمت که جوانی ز دست رفت
با آن دل و دماغم و دار و ندار هم
۹- دیگر نه باغ و سبزه نه ماراست دلبری
ماییم و ما و محنت شب های تار هم
۱۰- بر خاک ریز باده «جلالی» و غم مخور
«تا خاک لعل گون شود و مشک بار هم»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *