Menu

غزل شماره۳۵۲

352

۱- ما چنان یوسف مصریم و ز چاه آمده ایم
بی گناهیم و غریبیم و ز راه آمده ایم
 ۲- برده روزی دل ما صاحب چشم سیهی
در پی صاحب آن چشم سیاه آمده ایم
۳- آن که دل برد ز ما ساکن این شهر بود
جانب شهر و دیارش به پناه آمده ایم
۴- با نگاهی دل ما برد و در این آمد و رفت
بهر دل دادن و تکرار نگاه آمده ایم
۵- پرتو روی مَهَش در نظر ماست مدام
در پی ماهی و در پرتو ماه آمده ایم
۶- یافتیم ار، کُلّه خویش به عرش اندازیم
که چو یوسف به بر تاج و کلاه آمده ایم
۷- ور نیابیم «جلالی» به وطن برگردیم
«ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم»
غزل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *