Menu

غزل شماره ۸۳

۱- ساقی بیا که یار ز رخ پرده بر گرفت
کار چراغ خلوتیان باز در گرفت
۲- آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
۳- آن عشوه دادِ عشق که مُفتی ز رَه برفت
وآن لُطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
۴- زنهار از آن عبارت شیرین دل فریب
گویی که پسته تو سُخن در شکر گرفت
۵- بارِ غمی که خاطِر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت
۶- هر حوروَش که بر مه و خور حُسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
۷- زین قصّه هفت گُنبد افلاک پُرصداست
کوته نظر نگر که سخن مختصر گرفت
۸- حافظ تو این دعا ز که آموختی که یار
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت

 

معاني لغات غزل (۸۳)

 

پرده برگرفت: پرده را كنار زد، حجاب را برداشت.

خلوتيان: گوشه‌نشينان، ازكار بركنار شدگان در اينجا معني مي‌دهد.

درگرفت: روشن وشعله‌ور شد، رونق يافت.

شمع سرگرفته: شمعي كه نوك فتيله‌اش اصلاح شده تا بهتر بسوزد.

عشوه داد: فريب داد، گول زد، ناز و غمزه كرد، كرشمه كرد.

مفتي: فتوي دهنده پاسخگوي سؤالهاي شرعي، قائم مقام امام.

حذر گرفت: دوري كرد، دور شد.

زنهار: پناه برخدا، امان ، برحذر باش.

عيس دمي: عيسا نفسي، مسيحا دمي،كسي كه به مانندحضرت عيسي مرده را زنده كند.

هفت گنبد افلاك: در گذشته معتقد بودند كه آسمان هفت طبقه است و براي هر سياره هفت‌گانه، آسمان مخصوصي قائل بودند و نيز اشاره به آيه شريفه ۱۵ سوره نوح است: الم تروا كيف خلق‌الله سبع سماوات طباقا.

كوته نظر: تنگ نظر، پيش‌ پا بين.

تعويذ: دعاهايي كه در قاب طلا نهاده و به صورت حمايل و گردنبند و بازوبند جهت دفع چشم زخم و بلاهاي ديگر به خود مي‌آويختند. دعاهايي كه سبب محافظت‌اند.

 

معاني ابيات غزل (۸۳)

 

(۱) ساقي بيا كه يار حجاب از سر برگفته چهره خود را نمايان كرد و دوباره چراغ مجلس گوشه‌ نشينان، پرفروغ و شعله‌ور شد.

(۲) آن شمعي كه فتيله‌اش اصلاح شده دگر بار شعله‌ور شد وآن پير سالخورده از نو، جواني را آغاز كرد.

(۳) عشق چنان ناز و كرشمه‌يي ساز كرد كه فقيه شهر را از راه به در برد و دوست چنان محبتي كرد  كه دشمن بيمناك شده دوري گزيد.

(۴) پناه بر خدا از آن شيرين سخني و دلفريبي. گويي دهان تو، سخن را در شكر آميخته است.

(۵) خداوند كسي را كه نفس عيسي داشت فرستاد و بار غم و اندوهي كه سبب خستگي خاطر ما شده بود از ما دور كرد.

(۶) هر خوبرويي كه به ماه و خورشيد فخر و ناز مي‌فروخت با آمدن تو به دنبال كاري ديگر رفت.

(۷) صداي اين رويداد در هفت گنبد آسمان پيچيده است. كوته‌بين را تماشا كن كه موضوع را كوچك و بي‌اهميت گرفته است.

(۸) حافظ تو اين دعاها(يي را كه سبب دگرگوني اوضاع شد) از كه آموختي كه بخت و طالع آن را در قاب زرگرفته به خود حمايل كرد.

 

شرح ابيات غزل (۸۳)

 

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعيل فاعلات

بحر غزل: مضارع مثمّن اخرب مكفوف مقصور

 

دوران حكومت شاه شجاع به دو مرحله تقسيم مي‌شود. در يك دوره كوته مدت بوسيله تسلط شاه محمود بر شيراز دست شاه شجاع از سلطنت كوتاه و شاه پس از تمهيدات زيادي موفق شد در سال ۷۶۶ كرمان را به تصرف درآورده و دوباره به شيراز حمله و شهر را از دست برادر باز پس گيرد و اين اتفاق در ماه ذي‌قعده ۷۶۷ اتفاق افتاد. اين غزل و غزلهايي ديگر در اين موقعيت سروده شده و خوشحالي و خوشدلي شاعر از آن به خوبي استنباط مي‌شود.

 

حافظ در مطلع غزل باز ساقي را صدا مي‌كند و اين به آن دليل است كه شاه محمود در موقع تسلط خود به منظور جلب حمايت مقامات مذهبي، برخلاف شاه‌شجاع به سخت‌گيري در امور شرع پرداخت و با رفتن او و آمدن شاه‌شجاع حافظ از اين بابت دلشاد است. شاعر د ربيت دوم دو تشبيه زيبا به كار مي‌گيرد. شاه‌شجاع را به مانند شمعي تصور مي‌كند كه در اثر سوختن مدت زماني، فتيله آن دچار نارسايي شده بود واكنون با اصلاح كردن و سر آن را پاك كردن دوباره روشن و تابان گرديده است و خود را پير سالخورده‌يي مي‌داند که به واسطه بهبود شرايط محيط از نو، جوان شده است. در بيت سوم اشاره به اين نكته دارد كه شاه‌شجاع با قدرت هر چه تمامتر جلو نفوذ صاحبان شريعت را گرفته و از حافظ دلجويي و طرفداري مي‌كند چنانكه مخالفين و رقيبان شاعر دست از اذيت و آزار او برمي دارند. دربيت چهارم شاعر اشاره به عبارت و سخناني دارد كه شاه در پشتيباني ازحافظ بيان داشته و به خوبي مؤثر واقع شده و شاعر بدينوسيله از آن تمجيد مي‌كند و بلافاصله دربيت پنجم اضافه مي‌كند مدتي بار غم بر روي شانه دل سنگيني مي‌كرد و اكنون با فيض الهي مسيحا دمي بازگشته و مارا از رنج و محن و اذيت و آزار رقيبان نجات بخشيده است.

 

اين اشاره‌ها و كنايه‌ها كه درموارد ديگر هم نظير آن به صورت ايهام در غزلهاي شاعر مشاهده مي‌شود دليل محكمي بر اين است كه حافظ دردستگاه شاه شجاع داراي مقامي بوده كه با خلق‌الناس، تماس و اصطكاك داشته و عده‌يي وجود او را مانع اميال خود مي‌دانسته و در نتيجه هرگاه قدرت مركزي ضعيف مي‌شد، او را تحت مضيقه قرار مي‌داده‌اند و تظاهر به ميخوارگي و نشر سخنان بي‌پرده در مخالفت با ظواهر شرع و متشرعين تنها يك قسمت از اين علتها و بصورت ظاهر بهانه‌يي بيش نبوده و مقام اداري او احتمالاً در اين مخالفت‌ها نقش بسزايي داشته است. شاعر در بيت ششم در كمال ظرافت رقيب شاه‌شجاع را كه برادر او بوده درمرتبه‌يي پايين‌تر از او قرار داده و در پيش او ناچيز مي‌شمارد. بالاخره شاعر در بيت هفتم اشاره به اهميت تاريخي اين فتح و پيروزي شاه‌شجاع نموده و آن را بسيار مهم مي‌داند و از اينكه شاه محمود و طرفداران او آن را كوچك جلوه مي‌دهند. ناشي از كوته‌بين و بي‌درايتي آنها مي‌داند. شاعر در مقطع غزل اشاره غيرمستقيمي به اين نكته مي‌كند كه اثر دعاهاي او (اقدامات پشت پرده او) به حدي مؤثر بوده كه در بخت و اقبال شاه اثر مثبت گذاشته و او را به قدرت بازگردانيده است.

۲ دیدگاه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *