Menu

غزل شماره ۳۵۹

۱- پشت هر حادثه گر رو به خرابات بریم
 گاه باشد که به یک عمر مکافات بریم
۲-  این چه کاریست که پوشیم نظر از نعمات
 چشم داریم که تا بهره ز آفات بریم
۳-  وقع بر علّت و معلول به واقع ننهیم
 حاجت خود به در کشف و کرامات بریم
۴-  در زمین، با کمک عقل اگر مشکل ما
 حل نشد، روی شکایت به سماوات بریم
۵-  این بدان، نیست شکایت به شب ار دست نیاز
 به خداوند به هنگام مناجات بریم
۶-  تا طمأنینه به دل جای تزلزل گیرد
 خواهش خود به در قاضی حاجات بریم
۷-  مصلحت نیست اگر مشکلی آسان نشود
 رخت از خانه به دهلیز خرابات بریم
۸-  یا ز منطق بگریزیم و به الفاظ گزاف
 خویش را خوانده محق روی به طامات بریم
 ۹-  شطح و طامات به جایی نرساند کس را
 خودپسندی ست بدان گر که مباهات بریم
 ۱۰-  دل که کانون تجلّی الهی باشد
 باز جوییم اگر پی به مهمّات بریم
 ۱۱-  ناله نیم شبی نیک اثرها دارد
 از صمیم دل اگر روی به میقات بریم
 ۱۲-  ورنه گر وقت «جلالی» به بطالت گذرد
 «بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم»
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *