Menu

غزل شماره ۳۷۶

۱- بی تو گلزار و می و جام چه خواهد بودن
 حاصل از گردش ایام چه خواهد بودن
۲-  با تو آغاز شد این قصّه دل دادگیم
 قصّه را بی تو سرانجام چه خواهد بودن
۳-  من که پروانه صفت گرد سرت می گردم
 گشتن گرد در و بام چه خواهد بودن
۴-  گرد کوی تو چو دیوانه، کنم لخت طواف
 بستن جامه احرام چه خواهد بودن
۵-  دل که در چنبره زلف تو گشته ست اسیر
 دیگرش واهمه از دام چه خواهد بودن
۶-  مرد رندی که چو من بود خرابات نشین
 تریش از موضع بدنام، چه خواهد بودن
۷-  چون در آغاز جوانی ست «جلالی» بدنام
 نیست معلوم که فرجام چه خواهد بودن
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *