Menu

غزل شماره ۳۷۸

۱-  خوشست گفته واعظ به شرط نشنیدن
 و یا شنیدن و آنگه به عکس کوشیدن
۲-  بُوَد چو بوسه نامحرمان حَرام، اولی ست
 لب پیاله در دست یار بوسیدن
۳-  بُوَد به جلوه گری پیش چشم، آن بُت و، نیست
 گناه از نظر دیده، بت پرستیدن
۴-  مگیر چشم ز آیینه جمال اِله
 به هر کجا که توانی بکوش در دیدن
۵-  جمال یار بود جلوه گاه خالق حسن
 بلی ز حسن گناهست چشم پوشیدن
۶-  برای حظّ بصر خوشترست دیدن گل
 به شرط حفظ مُجازیم ما به گل چیدن
۷-  بپوش چشم ز تقصیر چشم ما واعظ
 گناه زنده دلان ارجح است بخشیدن
۸-  به چشم مردم عادل گناه رنجاندن
 ثقیل باشد و باشد به صرفه رنجیدن
۹-  بدین لحاظ «جلالی» دلی نرنجاند
 دو روز عمر کند صرف عشق ورزیدن
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *