| ۱- |
دیدم او را و ندیدم دگری بهتر از این |
|
بدر هیچ است که دیدم قمری بهتر از این |
|
|
| ۲- |
مادر دهر نپرورده چنین فرزندی |
|
شاخهِ حسن نیارد ثمری بهتر از این |
|
|
| ۳- |
دیده دارد به گذر، گه نظری زودگذر |
|
لیک خواهد به گذرگه، نظری بهتر از این |
|
|
| ۴- |
به تأمّل اگر این نوگل خندان گذرد |
|
بهر دیدار من است آن، گذری بهتر از این |
|
|
| ۵- |
خواب دیدم که قرار است به خوابم آید |
|
از ضمیرم نشنیدم خبری بهتر از این |
|
|
| ۶- |
بر درش شیفتگانش به ادب بوسه زنند |
|
نیست در شهر دگر خاک دری بهتر از این |
|
|
| ۷- |
هاتفی گفت «جلالی» سخن حافظ را |
|
«بشنو ای جان که نگوید دگری بهتر از این» |
|
|
|
 |
|
|
|
|