Menu

غزل شماره ۳۹۰

390

۱- جانا نصیحتی ست از این بی غرض شنو
 درگیر جنگ و معرکه این و آن مشو
۲-  بهر نجات فرد خطاکار دل مسوز
 او را مکن ضمانت و مالی مده گرو
۳-  زنهار از این که آلتِ دست کسان شوی
 در راستای مصلحت خویش پیش رو
۴-  خاطی به هیچ وَجه نگردد صلاح کار
 بذری که کشته است بباید کند دِرو
۵-  در نزد آنکه ساخته با نان جو، به میل
 مال و منال و جاه نیرزد به نیم جو
۶-  در نزد من که مست می و باده ام بُوَد
 ارزنده تر ز شاخه طوبی، نهال مو
۷-  صاحبدلی «جلالی» اگر داشتی سراغ
 «درس حدیث عشق بر او خوان و زو شنو»
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *