| ۱- |
«پدرم داد شب عید به من جامه نو» |
|
«رفتم و بهر می آن جامه نهادم به گرو» |
|
|
| ۲- |
ساعتی بعد مرا مست گرفتند و زدند |
|
مردم کوچه و بازار و دواندند به دو |
|
|
| ۳- |
تا در منزل و دادند مرا دست پدر |
|
آه از آن حالت شرمندگی و گفت و شنود |
|
|
| ۴- |
تا پَرَد نشئه مستی ز سر من پدرم |
|
گوشه باغچه کتف و کمرم بست به مو |
|
|
| ۵- |
بر سرم خوشه انگور شنیدم می گفت |
|
آن چه را گفت در آن باغ به من خوشه جو: |
|
|
| ۶- |
حسن تدبیر پدر بین که تو را بست به ما |
|
ناخودآگاه و تو دیگر جز از این راه مرو |
|
|
| ۷- |
از زلالی که «جلالی» کَشَد از این دو رسد |
|
روز و شب همچو مه و مهر به جانم پرتو |
|
|
| ۸- |
مطلع این غزل از «آیتی-آواره» بُوَد |
|
کهنه بیتی ست که من کرده امش اینک نو |
|
 |