Menu

غزل شماره ۳۹۳

393

۱-  شد ای تنور سینه از این دود آه تو
 رنگ رُخَم کبود چو آه سیاه تو
۲-  یک چهره، دید دیده و خونبار گشت و حال
 ای دل به من بگو که چه باشد گناه تو
۳-  دیدی و یک نگاه تو دل را کباب کرد
 ای دیده وای بر دل و داد از نگاه تو
۴-  بود این گزینش تو ز هر حیث بهترین
 شادم که سر نخورده ام از اشتباه تو
۵-  بُگزیدی و پَسند تو باشد پسند ما
 پشت سر توایم که راه راست راه تو
۶-  دل گر چه گشته آلت دست تو این بدان
 چون سنگری به سینه بود تکیه گاه تو
۷-  با دل سودا دیده «جلالی» به طعنه گفت
 «ماییم و آستانه دولت پناه تو»
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *