Menu

غزل شماره ۴۰۰

400

۱- مشام داد خبر از شمامه ای دل خواه
 که آن عزیز سفر کرده ام رسید از راه
۲-  رسید پیک صبا همره نسیم سحر
 شدم ز نکهتش از قرب مقدمش آگاه
۳-  مپرس بوی حبیبت چسان ز دور رسید
 چنان که حضرت یعقوب می شنید از چاه
۴-  به قاب عکس تو دوزم دو دیده ای که نکرد
 ز بعد دیدنت ای گل به هیچ روی نگاه
۵-  شود هر آینه روزم چو رنگ بخت سفید
 گرت به دست من افتد شبی دو زلف سیاه
۶-  تو را به خواب شبی دیده ام ز فرط خیال
 به جرم رفتن خوابم پذیر عذر گناه
۷-  ز درگه تو «جلالی» نمی رود جایی
 «که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *