مبند بار و مزن بَهرِ غرب بر هم دَرب
بگیر جاده وارون که شرق گردد غرب
**
افتخار انتظار وعده ات ما را بس است
در حضور دشمنانم وعده کن امّا میا
**
وای بر حال بد مردم شهری که در آن
خرج میخانه اش از دخل فزون تر باشد
**
با خیال تو شب پیش به بستر رفتم
بوی عشقی اگر از بستر من می شنوی
**
دستی که نقش عشق به دل ها کشیده است
تصویر پای عقل به گِل ها کشیده است
**
زه لاله رشک گلستان شود زمین وطن
چرا که خون عزیزان ما هدر نرود
**
در ذمّ سرعت در رانندگی
در قُمار سرعت، بُرد، لحظه ای است امّا باخت
هست باقی عمرت، احمقی بود این تاخت
