Menu

غزل شماره ۴۰۸

408

۱- بهر تو تا کی و چند، باید نوشت نامه
 قهر تو تا کی و چند یابد چنین ادامه
۲-  تا چند چشم امید باید به درگهت دوخت
 تا کی ز خشم باید بر تن درید جامه
۳-  در پروریدن تو داریم دست رنجی
 بنمای رخ وگرنه دعوی کنیم اقامه
۴-  دیگر نمی نهد سر، را بر بیاض کاغذ
 شرم آیدش ز بس کرد کاغذ سیاه خامه
۵-  بنوشت آخرین بار این آخرین پیام است
 هذا فراقُ بینی، بِینَک، مَعَ السَّلامَه
۶-  باشد مثل «جلالی» از حافظ و سنایی
 «مَن جَرَّبِ المُجَرَّب، حَلَّت بِهِ النِّدامَه»
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *