Menu

غزل شماره ۴۱۱

411

۱-  ای عزیزی که به مسجد به نماز آمده ای
 یک سر از خانه به خلوتگه راز آمده ای
۲-  وه، که این آمد و رفت تو، به مسجد عمری ست
 عرف و عادت شده و رفته و باز آمده ای
۳-  «همه جا خانه عشق است چه مسجد کِنِشت»
اگر از صدق دل از بهر نیاز آمده ای
۴-  نیّت پاک به اعمال اصالت بخشد
 ای ریاکار که در خاک حجاز آمده ای
۵-  بهر عارف سفر کعبه و بتخانه یکی ست
 زود برگرد گر از راه دراز آمده ای
۶-  با نماز و طمع خُلد بهشتی نشوی
 راه گم کرده و از جاده آز آمده ای
۷-  بازگشت از ره تقلید «جلالی» ، گفتم
 «مگر از مذهب این طایفه باز آمده ای»
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *