| ۱- |
بالا بلند عشوه گر نورسیده ای |
|
زد دست خود به شانه قدّ خمیده ای |
|
|
| ۲- |
گفت این چه حالت است و چه قامت که با عصا |
|
خود را دو لایه بر رُخ خوبان کشیده ای |
|
|
| ۳- |
خندید آن خمیده قد از این کلام و گفت |
|
ای تیر از چه قوس کمان را ندیده ای |
|
|
| ۴- |
گیرم چو تیر در بغلت و آنگهی کنم |
|
ناگه ترا رها چو خَدَنگ رهیده ای |
|
|
| ۵- |
در طنز، کس به پایِ «جلالی» نمی رسد |
|
ای آن که از گلیم! برون پا کشیده ای |
|
 |