Menu

غزل شماره ۴۱۲

412

۱- بالا بلند عشوه گر نورسیده ای
 زد دست خود به شانه قدّ خمیده ای
۲-  گفت این چه حالت است و چه قامت که با عصا
 خود را دو لایه بر رُخ خوبان کشیده ای
۳-  خندید آن خمیده قد از این کلام و گفت
 ای تیر از چه قوس کمان را ندیده ای
۴-  گیرم چو تیر در بغلت و آنگهی کنم
 ناگه ترا رها چو خَدَنگ رهیده ای
۵-  در طنز، کس به پایِ «جلالی» نمی رسد
 ای آن که از گلیم! برون پا کشیده ای
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *