Menu

غزل شماره ۴۲۵

425

۱- اگر چنان گل سوسن مرا زبان بودی
 مدام ذکر جمیل تو در دهان بودی
۲-  به جز تو دیده به ماهی دگر نمی دوزم
 هزار ماه دگر ، گر در این جهان بودی
۳-  دلم ز شدّت نامهربانیّت خون است
 چه می شد ار به من ای ماه مهربان بودی
۴-  فدای خال و خطّ و خنده تو می کردم
 هزار بار گرم عمر جاودان بودی
۵-  بیا به باغ که تا بشکفد به شاخه ی خشک
شکوفه از گل رویت اگر خزان بودی
۶-  به روی چشم نگهداریت کنم شب و روز
 چرا که غرق در این بحر بی کران بودی
۷-  فدای آن قد و بالا کند «جلالی» جان
 «به جان او که گرم دسترس به جان بودی»
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *