چه خوشست دستِ حاجت به خدا دراز کردن
دَرِ شُکرِ نعمتش را به نماز باز کردن
چه خوشست در دِلِ شب سر و دست را به بالا
به سویِ خدا گرفتن، به ادب نماز کردن
چه بِه است از این که سی روز دهان به روزه داری
به مَهِ صیام بَستَن به جواز باز کردن
چه خوشست حِصَّهِ خُمس و زکات مالِ خود را
به نیازمند و تقوی صِفتان نیاز کردن
چه شود، شود مُقَدّر که به شرطِ استطاعت
سفری ز حجِّ واجب به سویِ حجاز کردن
به زمانِ حمله ی خَصم، چه کار بهتر از این
به جهاد روی آوردن و تُرکتاز کردن
به مقامِ امرِمعروف و به قصدِ نَهیِ منکر
چه شود ز صدق گاهی عَملِ مجاز کردن
چو تمام چارده بیتِ نُبُوَّت اند معصوم
سِزَد از رَهِ تَولّی همه را جواز کردن
همه دشمنانِ بی دینِ محمدّند (ص) کافِر
ز تَمامی از تبَرّی سزد احتراز کردن
به فروعِ دین بمانندِ اصول آن «جلالی»
کَسِ دیگری ندیدم چو تو نغمه ساز کردن
یزد ۱۳۸۷/۷/۱۹
