Menu

غزل شماره ۴۲۶

426

۱-  ندیده کس چو من اندر جهان گرفتاری
 نداشته ست به من خصم چون تو رفتاری
۲-  مکن عناد که جبران کار آسان نیست
 بکن محبّت و این نیست کار دشواری
۳-  که گفته است که با دشمنان شوی همدست
 که گفته است دل دوستان بیازاری
۴-  مباش فتنه گر، ار فتنه خواب باشد به
 که خواب خفته بدخواه به ز بیداری
۵-  جفا که کردی و دیدم، بیا محبّت کن
 بده به عاشق بی دل ز لُطف دل داری
۶-  ره صواب گزین و ثواب کاری کن
 مگو گناه نکردم، نکرده ام کاری
۷-  «جلالی» ار غزلی تند و پر گلایه سرود
 گلایه داشت ز رفتار ماه رخساری
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *