Menu

غزل شماره ۴۳۲

432

۱- به همه شیفتگان جور روا می داری؟
 یا که تنها به من این لطف عطا می داری
۲-  پاسخ عرض سلامم گره ابرو بود
 این چنین پیش کسان حرمت ما داری
۳-  خواهم ار چشم بدوزم به تو، گردانی روی
 آه! این آینه را رو به کجا می داری
۴-  شاخه ثابتِ پرگاری و پیوسته مرا
 دور خود در زدن دایره وا می داری
۵-  این سری را که به سودای تو سرگردانست
 همچنان گوی چرا سر به هوا می داری
۶-  دوستان را همه در مرحله بیم و امید
 می نهی یا به من این جور روا می داری
۷-  درد و درمان ننهی فرق «جلالی» آنگاه
 چشم بر درد به امّید دوا می داری
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *