Menu

غزل شماره ۴۴۰

440

۱-  اگر، ای نفس هوس باز چو اکنون باشی
 در همه عمر زیان کرده و مغبون باشی
۲-  چند پرگار صفت گرد هوس می گردی
 تا کی از دایره ی ضابطه بیرون باشی
۳-  می شوی خوش دل و خوش حال به اندک چیزی
 یا به ناچیزترین مسأله محزون باشی
۴-  من نگویم چه کنی، یا که چه باید نکنی
 نه چنین باش و بر این باش که وارون باشی
۵-  هر چه کردی نکنی دیگر و کاری بکنی
 که نکردی و خلاف ره اکنون باشی
۶-  این چنین گر متحوّل شوی ای نفس، دگر
 نیستی تالی ضحّاک و فریدون باشی
۷-  مختصر آن که علی رغم تبه کاری ها
 پیرو پیر خرد، تابع قانون باشی
۸-  نفس خواهد که «جلالی» نروی راه درست
 خواهدت تا که خراب از می گلگون باشی
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *