Menu

غزل شماره ۴۴۸

448

۱-  گر زشت بود رویی، در زیر حجاب اولی
 ور پیر بود زشتی در بند نقاب اولی
۲-  پیری و جوانی گر، بودند به صورت زشت
 آن زشت که می باشد در عهد شباب اولی
۳-  چون مشک تَر ار دیدی خوش بوی، سر زُلفی
 می بوی و جز این است اَر، در رنگ و خضاب اولی
۴-  خورشید که تابستان بر تشنه لبان تابد
 پرسی اگرت گویند البتّه سحاب اولی
۵-  ابروی گشاد ارجح، ز ابروی عتاب آمیز
 با تاب و تب ار باشد آن حال عتاب اولی
۶-  یک زاهد قشری را با مستی اگر سنجیم
 در نزد خردمندان آن مست خراب اولی
۷-  از آب حیات خضر می پوش «جلالی» چشم
 گوش تو به من باشد، صرف می ناب اولی
 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *