Menu

غزل شماره ۴۴۹

449

۱-  چه کس آیا بَرَد از جانب من پیغامی
 سوی محبوب من آن مهوش سرو اندامی
۲-  که برفت از بر من ناگه و معلوم نکرد
 تا چه مدت بود این غیبت و چند ایامی؟
۳-  در غیابش نگرفته ست قرار این دل من
 نیست دریای تلاطم شده را آرامی
۴-  بیش از اینم نبود تاب تحمّل که کشم
 دوری دلبر و بر دوش کشم آلامی
۵-  رفت این آهوی رام از بر و معلومم نیست
 چه کس آیا نهد از مکر به راهش دامی
۶-  بر در میکده بسیار نشستند ولی
 همچو من نیست قفا خورده درد آشامی
۷-  چند با دیده ی خون بار خورم خون جگر
 چند بینم که به هم می خورد این جا جامی
۸-  سخنی نغز «جلالی» بشنو از حافظ
 «کام، دشوار به دست آوری از خودکامی»
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *