افــتـخار انـتـظــار وعـده ات ما را بس است
در حـــضور دشمنانم وعده کن اما میـــا
***
وای بر حــال بـــــد مردم شهری که در آن
خــــرج میخانه اش از دخل فزون تر باشد
***
بـا خیـال تـو شــــــب پیش به بستر رفتم
بـــوی عشقی اگر از بستر من می شنوی
***
دستی که نقش عشق به دل ها کشیده اسـت
تصـویر پای عقل به گل ها کشیده است
(جلالی)
