| ۱- |
ای پسر کوش فداکاری بی جا نکنی |
|
خویش را برخی هر بی سر و بی پا نکنی |
|
|
| ۲- |
نیز می کوش که معشوق تو دانا باشد |
|
تکیه بر پیکر و بر صورت زیبا نکنی |
|
|
| ۳- |
گفته و کرده در اول نظرت مدّنظر |
|
آید و کوش نظر بر قد و بالا نکنی |
|
|
| ۴- |
سعی کن تا که به هر حال کنی دوست زیاد |
|
بهر خود دشمن ماتم زده پیدا نکنی |
|
|
| ۵- |
دوست باید که بود عاقل و ای دوست بکوش |
|
دوستی جز به چنین مردم دانا نکنی |
|
|
| ۶- |
بحث جمعیت جهّال به جایی نرسد |
|
شرط عقل است که خود داخل آن ها نکنی |
|
|
| ۷- |
این همه گفتی و خود نیز «جلالی» می کوش |
|
«از خدا جز می و معشوق تمنّا نکنی» |
|
 |