Menu

چهار یار ادبی

35-چهار-یار-ادبی

دوست گرامی (بقا) در آذر ۱۳۶۶ در مذاکره تلفنی خبر دادند که ایشان و قهرمان و گلچین و کمال یک جلسه ی ادبی دوستانه تشکیل داده اند که هر هفته یک شب تشکیل می شود. به این مناسبت شعر زیر سروده ارسال گردید.

 

در خراسان چار یار شاعر شیرین سخن

هفته ای یک شب به بیت خویش دارند انجمن

 

قهرمان – گلچین – کمال و یار دیرینم بقا

روز و شب پیوسته گل چینند در باغ سخن

 

رایج و کاسد شود بازار شعر راستین

لب چو بگشایند یا بندند اگر اینان دهن

 

بی گمان این چار تن کاخ ادب را پایه اند

حافظ بنیادشان بادا خدای ذوالمنن

 

هر یکی دارای سبکی خاصّ و طبعی مختلف

همچو آب و آتش و خاکند و باد این چار تن

 

یا چنان فیروزه و الماس و یاقوتند و در

هر کدام از دیگری برتر به معیار و ثمن

 

تا مصون مانند نیک از چشم زخم روزگار

تا نکوتر جلوه گر گردند بر وجه حسن

 

بهتر آن باشد که آویزند بر خود این گروه

شعری خَرمُهرَه وار از یزد این شهر کهن

 

عضو آویزان! نهند عنوان این وابسته را

تا شوم عضو مهم! و شاخص! این انجمن

 

«گرچه دوریم از بساط قرب و همّت دور نیست»

می فرستم هفته ای یک بار شعر خویشتن

 

در غیابم دوستان با هم به شعرم بنگرند

هر یک از این چار باشد مستشارالمؤتمن

 

تا مگر با انتقاد و اعتنای دوستان

جای پایی هم «جلالی» واکند اشعار من

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *