Menu

در تاٌسف بر قتل صاحب عیار

گـدا اگـر گـهـر پـاك داشـتـي در اصـل

بـر آب نـقـطـهِ شـرمـش مـدار بـايستـي

گـر آفـتـاب نـكـردي فـسوس جام زرش

چـرا تـهـي ز مـي خـوشـگـوار بـايـستـي

وگر سراي جـهـان را سـر خـرابـي نيست

اســاس آن بــه ازيــن اسـتـوار بــایستی

زمـانـه گـر نـه زرِ قـلـب داشتـي كـارش

بـه دست آصـفِ صـاحـب عـيـار بـايستي

چو روزگار جز اين يك عزيز بيش نداشت

بـه عـمـر مـهـلـتـش از روزگـار بـايستي

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *