شعر زیر را (بقا) به هنگام جشن ازدواج حجّةالاسلام سید محمود وزیری فرزند دکتر سید محمد حسین وزیری سروده به یزد ارسال و توسط اینجانب پاسخ دریافت داشتند. ۲۵ سال قبل از این نیز (بقا) شعری با مطلع:
شنیده شد که به دکتر وزیری و فرساد
عطا نموده دو فرزند کردگار ودود
سروده بودند که پاسخ آن در جلد اول کتاب پلّه های سنگی مندرج است.
سیّد محمود با فریده
عقدی بستند جاودانی
در سایه ی رحمت خداوند
گشتند شریک زندگانی
در باغ امید و آرزوها
کِشتَند نهال شادمانی
این همچو قطاب یزد شیرین
و آن چون گَزِ ناب اصفهانی
در قم ز ریاض علم و تقوا
گل ها چیدند ارمغانی
امید که سالیان بسیار
باشند قرین کامرانی
محفوظ ز فتنه ی زمینی
ایمن ز بلای آسمانی
فرزندانی پدید آرند
موصوف به علم و کاردانی
**
خواهی باشی همیشه محمود
ای نوگل گُلشنِ جوانی
علّت چو شود فزون بپرهیز
از آتش کبر و سرگرانی
چون با تو خدای مهربان بود
کن با همه خَلق مهربانی
هنگام طراوت بهاران
یاد اَر ز آفت خزانی
