صبح روز یکشنبه ۱۳۶۹/۱۲/۱۲ تلفنی با (بقا) صحبت می کردم. ایشان دو بیت سروده خود را که در پیش رو داشتند به شرح زیر خواندند:ساعتی بعد شعر تکمیل شده را برایشان با تلفن خواندم.
از (بقا) آمد به گوشم این دو بیت
شاعران روشن ضمیری می کنند
«بیضه بند و عینک و سمعک تو را
همرهی در راه پیری می کنند»
«این سه اسباب بزرگی چون عصا
از بزرگان دستگیری می کنند»
زین سبب کردم ز پیری این سؤال
ز آن شغالانی که شیری می کنند
ای عِنین بر خوان شهوت تا به کی؟
همگنانت حسّ سیری می کنند
گفت ما را زیر عینک این دو چشم
آلتند و عشق پیری می کنند
