Menu

شعری از جلالی به بقا و صهبا

57-شعری-از-جلالی-خطاب-به-هر-دو-شاعر

ای بقای عزیز و ای صهبا

که به یکدیگر اقتضا کردید

 

شعر از بهر هم فرستادید

چون برادر به هم صفا کردید

 

هر یکی در سوابق دیگری

نقطه ضعف دست و پا کردید

 

به رخ هم کشیده اید به شعر

کارهایی که بارها کردید

 

برشمردید هر خطایی را

که به پنهان و در خفا کردید

 

چون زبان در قفا به پیش هزار

گِلَه ای چند در قفا کردید

 

گاه در یاد مجتهدزاده

به یکی خفته التجا کردید

 

به امامی که خفته در محراب!

پشت بر قبله اقتدا کردید

 

گاه دل را چو سفره در بر خلق

همچنان باغ دلگشا کردید

 

دو نفر شیخِ شوخِ رند خراب

خویش را خوب و پارسا کردید

 

هر دو خود را یکی چنان چون گنج

دیگری را چو اژدها کردید

 

سر هم را چه خوش تراشیدید

بعد در ریش هم حنا کردید

 

نامی از شهر یزد ما بُردید

نگه از لطف زیر پا کردید

 

من چه گویم جز این که می گویم

هر دو در حقّ هم خطا کردید

 

گرچه آن هر دو شعر شوخی بود

شوخی همچو جِدّ چرا کردید

 

چه لزومی به باز گفتن داشت

که چه خوردید یا کِرا کردید

 

شعرتان هر دو خوب بود ولی

مشت خود را چه خوب وا کردید

 

یزد ۱۳۶۸/۹/۲۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *