Menu

اظهار لطف و بنده نوازی بقا

بنده-نوازی-بقا

این منزل باشکوه و عالی

باشد ز رفیق ما جلالی

 

همچون دل اوست پاک و روشن

چون روی نکو و به ز گلشن

 

مطلوب چو دوره ی جوانی

دلخواه چو عهد کامرانی

 

در خطّ کناره بهترین جاست

تابنده تر از چراغ دریاست

 

هر چند ز خاک و خشت باشد

در چشم بقا بهشت باشد

 

ما مغز میان پوست بینیم

در خانه نشان دوست بینیم

 

چون کرده به باغ باغبانی

گُل می دهد از رخش نشانی

 

اسباب خوشی ز بیش یا کم

کرده ست در این سرا فراهم

 

یخچال و لحاف و مبل و قالی

آماده بود ز نوع عالی

 

گل های قشنگ یاس و لاله

بنشانده به دست خود به کاله

 

با کوکب و اطلسی و اختر

کرده ست حیاط را معطّر

 

نوباوه سرو ناز شیراز

استاده به پای در سرافراز

 

مقصد ز سرای نو خریدن

نارنج و بنفشه پروریدن

 

در باغچه سرو ناز کِشتن

ترب و تره و پیاز کشتن

 

بنیاد عمارت و شبستان

ایجاد فضای سبز و بستان

 

بر سر در خانه طاق بستن

خود حلقه صفت بر آن نشستن

 

آنست که دوستان جانی

آیند در آن به میهمانی

 

در ساحت آن بنای زیبا

از دوست شوی به جان پذیرا

 

رسم و ره عارفان چنین است

آسایش زندگی در این است

 

بهتر که به راه دوست دادن

آن خانه که بایدش نهادن

 

ما نیز سه روز با دلی شاد

ماندیم در این خجسته بنیاد

 

از لطف و عنایت جلالی

افسوس که جای اوست خالی

 

دریاکنار ۱۳۶۹/۶/۲۷ علی باقرزاده بقا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *