Menu

کهنه خری

63-کُهنه-خری

شب دوم شهریور ۷۲ (بقا) تلفنی مراجعت خود را از سفر آلمان که به منظور خرید لوازم فنّی دست دوم کارخانه قند انجام شده بود اعلام کردند بدین سبب این رباعی سروده شد.

**

از بهر خرید دست دوم، سفری

خوش کرد (بقا) و سوی ژرمن گذری

 

هر کهنه وسیله بود شد عرضه به او

شاید که کُنَد کهنه خری کهنه خری

 

(۱۶)
در تاریخ ۱۳۷۲/۸/۱۶ دوست گرامی (بقا) پس از مراجعت این بنده از مشهد از حال من جویا و قطعه ی زیر را که در مشهد به هنگام عزیمت اینجانب سروده بودند پشت تلفن قرائت کردند:

**

دوش گفتم با جلالی در سفر

پشت سرانداز فکر کار را

 

چند روزی بیشتر این جا بمان

خرج خود کن درهم و دینار را

 

گفت دارالتجزیّه در غیبتم

حل نسازد مُشکلِ بیمار را

 

دیگری سر! در نمی آرد به کار

می کشم تنها به دوش این بار! را

 

گفتمش غم نیست بیماران تو

سهل می سازند این دشوار را

 

تا تو برگردی نگه خواهند داشت

از برایت مرد و زن ادرار را

 

**
که ساعتی بعد تلفنی پاسخ زیر برایشان پشت تلفن خوانده شد:

**

از (بقا) آمد به گوشم این پیام

«پشت سرانداز فکر کار را»

 

«چند روزی بیشتر این جا بمان»

ترک کن تجزیه ی ادرار را

 

یزدیان بهرت نگه خواهند داشت

غایط و ادرار هر بیمار را

 

گفتمش می آیم آن جا چون خدا

روزیم: در غایت، آن ادرار (۱) را

 

در تو ای قند مکرّر کرده جمع

می کنم هضم مکرّر یار را

 

**
(۱)ادرار = جیره و مقرّری

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *